ریشه یادگاری‌نویسی روی تاریخ کجاست؟

ریشه یادگاری‌نویسی روی تاریخ کجاست؟/دنیا با میراث تاریخی‌اش شوخی ندارد

۳۰بهمن ۱۴۰۴ ساعت ۱۲:۴۱ PM 5

پس از انتشار تصویر یادگاری‌نویسی بر سنگ‌های تخت جمشید، یک کارشناس گردشگری از ضعف آموزش، کمبود نظارت و خلأ فرهنگ‌سازی در صیانت از میراث تاریخی ایران می‌گوید.

فرهنگ بخش جدا نشدنی از همه شئون زندگی ماست، و جلوه‌های آن در مواجهه با میراث فرهنگی و تاریخی غالباً موجب برانگیخته شدن واکنش‌هایی می‌شود. به بهانه انتشار تصویری از یادگاری نوشتن دو گردشگر روی سنگ‌های تخت جمشید، با مریم حصارکی، راهنمای فرهنگی گردشگری و کارشناس ارشد مطالعات فرهنگی گفتگو کردیم تا نگاهی داشته باشیم به رفتار با آثار باستانی در ایران و سایر کشورها را و فرهنگ عمومی و چالش‌های حفاظتی نگهداری از میراث فرهنگی.

* اخیراً تصویری منتشر شد از «یادگاری‌نویسی» روی بخشی از تخت جمشید، با توجه به تجربیات شما در سفر به نقاط مختلف جهان، آیا این پدیده در سایر کشورها نیز به این شکل رایج است و آن‌ها نیز با چنین مشکلی مواجه‌اند؟

البته من نمی‌توانم در مورد تمام نقاط جهان نظر دهم، اما صرفاً در مورد کشورهایی که به آن‌ها سفر کرده‌ام، به ویژه کشورهای اروپایی که تجربه ۱۷ تا ۱۸ ساله سفر به آن‌ها را دارم، می‌توانم توضیح دهم. خیر، من در سفرهایم چنین چیزی را ندیده‌ام که افراد بخواهند روی آثار باستانی چیزی بنویسند. در کشورهایی مانند ایتالیا یا یونان، آثار باستانی جزو افتخارات مردم آن‌ها محسوب می‌شود. چراکه قدمت آثار آن‌ها بسیار بالاست و گردشگران برای آشنایی با تاریخ اروپا به آنجا می‌روند؛ از این رو، مراقبت از آثار باستانی برای آن‌ها اهمیت بسیار زیادی دارد. مردم اروپا آغاز تاریخ خودشان را از یونان و رم باستان در نظر می‌گیرند و برای همین ارزش آثار باستانی در این دو کشور هم‌تراز آثار باستانی دوره ایلامیان، هخامنشیان، سلوکیان، اشکانیان و ساسانیان در ایران هستند.

به عنوان مثال، اگر بخواهم در مورد «موزه لوور» توضیح دهم، در تمام اتاق‌هایی که آثار از نقاط مختلف جهان در آن قرار دارد، یک نفر به عنوان راهنما حضور دارد که وظیفه‌اش فقط نظارت است و توضیحی نمی‌دهد. حواس او دقیقاً به این است که کسی بیش از حد به اثر نزدیک نشود. اگر کسی بخواهد اثری را لمس کند، اخطار جدی دریافت می‌کند و اگر تکرار شود، ممکن است از موزه بیرون انداخته شود. البته این رویکرد در کشورها متفاوت است، اما ندیدم کسی مداد یا خودکار به دست بگیرد و از محدوده طناب‌کشی عبور کند. حتی در روسیه دیدم که وقتی گردشگران (به ویژه از کشورهایی مانند چین) سر خود را بیش از حد به آثار نزدیک می‌کنند، راهنمای موزه به صورت جدی تذکر می‌دهد و در صورت تکرار، فرد را از اتاق بیرون می‌کند.

البته در سطح شهرهای مختلف، دیوارهایی برای گرافیتی و نقاشی‌های خیابانی جوانان وجود دارد که کسی با آن‌ها کاری ندارد، اما این فضا کاملاً با آثار باستانی متفاوت است. آن‌ها فضایی را برای این کار در نظر می‌گیرند تا به آثار آسیبی نرسد.

* شما در مورد موزه‌ها توضیح دادید، اما در مورد آثار باستانی که یک سازه تاریخی مانند تخت جمشید یا آکروپولیس هستند، نحوه رفتار و فرهنگ مردم در آن سایت‌ها چگونه است؟

رومن فروم واقع در شهر رم که تاریخ و تمدن شهر از این نقطه آغاز می شود، ظاهری بسیار شبیه به تخت جمشید ما دارد؛ مسیرهای مشخص و طناب‌کشی وجود دارد. اما نکته قابل توجه این است که در مکان‌هایی مانند «رم» که گفته می‌شود شهر از آنجا شروع شده، علاوه بر راهنماها، پلیس‌های مخصوص گردشگری حضور دارند. آن‌ها نظارت دقیقی دارند که بازدیدکنندگان از مسیرهای مشخص خارج نشوند. این فرهنگ‌سازی در طول سالیان متمادی در مدارس، اخبار و رسانه‌ها آن‌قدر تکرار شده که مردم معمولاً قدمی از مسیر تعیین شده بیرون نمی‌گذارند.

حتی از ورود افرادی که تعادل ندارند (مثلاً تحت تأثیر مشروبات) جلوگیری می‌کنند. در کلوسئوم محافظی برای ننشستن روی تخته سنگ‌های بجا مانده نیست، با این حال راهنماهای محلی گروه‌ها و راهنماهای همراه گروi‌ها بسیار مراقب هستند تا کسی روی تخته‌سنگ‌های به جا مانده ننشیند یا به نحوی سبب تخریب نشود. اگر کسی از روی خستگی اشتباهی روی سنگی بنشیند، بلافاصله راهنماها تذکر می‌دهند و فرد با عذرخواهی جایش را عوض می‌کند. با وجود نبود طناب، مردم چنین کاری نمی‌کنند. این نشان‌دهنده فرهنگ‌سازی عمیق است.

* این فرهنگ‌سازی چگونه شکل گرفته است؟ آیا آموزش‌های خاصی در مدارس وجود دارد یا به توریست‌ها دستورالعمل داده می‌شود؟

این موضوع فقط مربوط به گفتار نیست؛ به صورت عملی آموزش داده می‌شود. گروه‌های توریستی که با راهنما می‌آیند، زیر نظر راهنما هستند و او مسئولیت دارد. اما مهم‌تر از آن، آموزش در مدارس است. من دیده‌ام که حتی کودکان ۵ تا ۸ ساله را به صورت گروهی به موزه‌ها و سایت‌های تاریخی می‌برند. معلمان در فضای باز برای آن‌ها توضیح می‌دهند و به آن‌ها یاد می‌دهند که کجا باید بنشینند و کجا نباید رفت تا اثری خراب نشود. این آموزش هم در گفتار و هم در عمل انجام می‌شود و کودکان از بزرگترها یاد می‌گیرند.

همچنین در گالری‌های هنرهای مدرن، حتی اگر خطی روی زمین کشیده شده باشد و طنابی وجود نداشته باشد، بیش از ۹۵ درصد مردم پشت خط می‌ایستند و از آن عبور نمی‌کنند. این آموزش در همه جا (فیلم‌ها، سریال‌ها، گزارش‌ها و مدارس) وجود دارد و امروز و دیروز اتفاق نیفتاده؛ سال‌ها روی آن کار شده است.

* درباره گروه‌های توریستی، اگر کسی تخلفی انجام دهد، برخورد چگونه است؟ آیا راهنما پلیس را صدا می‌زند یا فرد را بیرون می‌کنند؟

بله، اجازه دهید یک مثال واقعی و تلخ برایتان تعریف کنم. گروهی از هموطنان ما به سن‌پترزبورگ روسیه رفته بودند در این سفر به شهر سنت پترزبورگ، بازدید از موزه آرمیتاژ انجام شد که جزو سه موزه برتر دنیاست. در آن موزه، تخت پادشاهی یا صندلی‌ای هست که متعلق به «پطر کبیر» است؛ که از پادشاهان بسیار مهم تاریخ روسیه است و بنیانگذار شهر سنت پترزبورگ؛ که حتی رئیس‌جمهور فعلی روسیه نیز حق نشستن روی آن را ندارد. در زمانی که برای عکاسی فرصت داده شده بود، یکی از اعضای گروه روی آن تخت نشست تا سلفی بگیرد. بلافاصله راهنمای محلی و راهنمای ایرانی به شدت عصبانی شدند. آن‌ها با دقت تمام تلاش کردند فرد را بلند کنند که به صندلی آسیبی نرسد. سپس پلیس را صدا زدند و تمام گروه (نه فقط فرد خاطی) را به اتاقی بردند و چند ساعت بازجویی کردند. در نهایت، کل گروه را دیپورت کردند و دیگر اجازه ورود به روسیه را ندارند.

* به نظر می‌آید این برخورد بسیار جدی بوده، در حالی که ممکن است به نظر بیاید آسیب فیزیکی به اثر نرسیده بود و صرفاً یک تخلف رخ داده است.

این نشان می‌دهد که آن‌ها با آثار تاریخی و میراث فرهنگی خود شوخی ندارند و قوانین حمایتی جدی دارند و فقط آموزش نیست.

* مشکل اصلی کمبود پرسنل است یا ضعف آموزش؟ چون گمان می‌کنم در سایت‌های تاریخی ما، متأسفانه علاوه بر ضعف آموزش، تعداد پرسنل برای نظارت نیز کم است.

من بارها این را تجربه کرده‌ام، باید همزمان که برای گروه خودم توضیحات مربوط به تخت جمشید را بیان می‌کنم، به بازدیدکنندگانی که بدون راهنما از تخت جمشید بازدید می‌کنند و از طناب‌ها عبور می‌کنند و روی ستون‌های به جا مانده می‌نشینند، تذکر بدهم که فقط در مسیر مشخص تردد کنند. باور کنید که کادر تخت جمشید نهایت تلاش خودشان را انجام می‌دهند ولی از پس تعداد بسیار زیاد بازدیدکنندگان اینچنینی برنمی‌آیند. این رفتار باید از دل مردم در بیاید. حس تعلق به آثار باستانی باید در حافظه جمعی ما نهادینه شود. ما باید یاد بگیریم که این آثار متعلق به همه ماست و ما مسئول نگهداری آن‌ها برای آینده هستیم، مانند خانه خودمان که در آن خرابی ایجاد نمی‌کنیم. متأسفانه سیاست‌های فرهنگی ما روی این حافظه جمعی کار نکرده و حس تعلق به آثار تاریخی در جامعه ما بسیار ضعیف است.

به نظر من آموزش بسیار ضعیف است. تعداد نیروهای نظارتی هم کم است، اما حتی اگر نیروها زیاد باشند بدون آموزش مؤثر نتیجه‌ای حاصل نمی‌شود. بسیاری از افراد فکر می‌کنند نشستن روی سنگ یا نوشتن یادگاری مشکلی ندارد، چون حس تعلق به آثار تاریخی در جامعه شکل نگرفته است. این حس باید به عنوان بخشی از خاطره جمعی ایجاد شود؛ اینکه آثار تاریخی متعلق به همه ماست و باید مانند خانه خود از آن‌ها محافظت کنیم. متأسفانه سیاست‌های فرهنگی در این زمینه موفق نبوده‌اند و خاطره جمعی نسبت به میراث فرهنگی در کشور ما شکل نگرفته است.

منبع : واحد اجتماعی ( اقتصاد روستا )

برچسب ها : یادگاری نویسی

تاکنون نظری برای این مطلب ثبت نگردیده است
از میان خبرها