گردشگری، ضرورتی برای زندگی بهتر و فرصتی برای توسعه اقتصادی ایران

دکتر شهاب قهرمانی؛ دکترای جغرافیا، پژوهشگر حوزه گردشگری و صنعت توریسم، مشاور، عضو هیئت‌مدیره و عضو هیئت تحریریه پایگاه خبری روستاگردی

۲۹مهر ۱۴۰۵ ساعت ۱۲:۰۱ PM 16

سفر نوعی سرمایه‌گذاری بر روی انسان، سلامت روان، دانش، تجربه و کیفیت زندگی است. انسان در جریان سفر با محیط‌های طبیعی متفاوت، فرهنگ‌های گوناگون، شیوه‌های زندگی جدید و فرصت‌های تازه آشنا می‌شود

  • اگر بخواهیم از یک زاویه علمی اما قابل‌فهم برای مردم به گردشگری نگاه کنیم، چرا سفر را باید بخشی از نیازهای اساسی زندگی انسان بدانیم، نه صرفاً تفریحی برای اوقات فراغت؟

من معتقدم سفر صرفاً جابه‌جایی از یک مکان به مکان دیگر نیست؛ سفر نوعی سرمایه‌گذاری بر روی انسان، سلامت روان، دانش، تجربه و کیفیت زندگی است. انسان در جریان سفر با محیط‌های طبیعی متفاوت، فرهنگ‌های گوناگون، شیوه‌های زندگی جدید و فرصت‌های تازه آشنا می‌شود. این مواجهه می‌تواند نگرش او را گسترش دهد، قدرت یادگیری و انعطاف‌پذیری‌اش را افزایش دهد و به کاهش یکنواختی زندگی روزمره کمک کند. از منظر دانش جغرافیا، سفر به انسان کمک می‌کند محیط پیرامون خود را بهتر بشناسد و رابطه میان جامعه، طبیعت، فرهنگ و اقتصاد را درک کند. کسی که به یک روستای کوهستانی، منطقه کویری یا شهر تاریخی سفر می‌کند، در عمل با بخشی از جغرافیای زنده ایران آشنا می‌شود؛ البته باید توجه داشت که آثار مثبت سفر به کیفیت، شرایط و شیوه انجام آن بستگی دارد و نباید آن را جایگزین درمان مشکلات جسمی یا روانی دانست. نکته مهم این است که سفر را از یک کالای تجملی به فرصتی در دسترس‌تر برای یادگیری، نشاط اجتماعی و ارتقای کیفیت زندگی تبدیل کنیم.

  • یکی از دغدغه‌های جدی خانواده‌های ایرانی، افزایش هزینه‌های سفر است. آیا واقعاً می‌توان در شرایط اقتصادی امروز، سفرهای ارزان‌قیمت و در عین حال باکیفیت را ترویج کرد؟

بله؛ سفر ارزان‌قیمت الزاماً به معنای سفر بی‌کیفیت نیست. ما باید میان سفر پرهزینه و سفر ارزشمند تفاوت قائل شویم. گاهی یک سفر دو روزه به یک روستای نزدیک، یک منطقه طبیعی یا یک شهر تاریخی، با برنامه‌ریزی مناسب، می‌تواند تجربه‌ای بسیار غنی‌تر از سفری پرهزینه و بدون شناخت مقصد ایجاد کند.

برای توسعه سفرهای اقتصادی، چند اقدام ضروری است: انتخاب مقصدهای نزدیک‌تر، سفر در فصل‌های کم‌تقاضا، استفاده از حمل‌ونقل عمومی، معرفی اقامتگاه‌های بوم‌گردی دارای مجوز، بهره‌گیری از ظرفیت خانه‌های مسافر مجاز و تهیه بسته‌های سفر متناسب با بودجه خانواده‌ها؛ از سوی دیگر، نهادهای مسئول و فعالان صنعت گردشگری می‌توانند با طراحی بسته‌های خانوادگی و گروهی، شفاف‌سازی قیمت‌ها و ارائه اطلاعات دقیق درباره هزینه حمل‌ونقل، اقامت، غذا و بازدیدها، امکان برنامه‌ریزی اقتصادی را فراهم کنند؛ به اعتقاد من، باید این فرهنگ را گسترش دهیم که برای سفر کردن، لزوماً نیازی به بودجه‌های سنگین نیست. گاهی شناخت درست جغرافیای پیرامون محل زندگی، نخستین قدم برای تجربه سفری ارزان، جذاب و آموزنده است.

  • سفر چگونه می‌تواند به رونق اقتصادی کمک کند؟ آیا سفرهای داخلی، حتی در مقیاس کوچک و خانوادگی، اثر اقتصادی قابل‌توجهی دارند؟

قطعاً. گردشگری یکی از فعالیت‌هایی است که منافع اقتصادی آن می‌تواند میان بخش‌های مختلف جامعه توزیع شود. وقتی یک خانواده به مقصدی سفر می‌کند، هزینه‌های آن تنها به هتل یا وسیله حمل‌ونقل محدود نمی‌شود؛ رستوران‌ها، فروشگاه‌ها، تولیدکنندگان صنایع‌دستی، راهنمایان محلی، کشاورزان، رانندگان و صاحبان اقامتگاه‌ها نیز از این جریان اقتصادی بهره‌مند می‌شوند.

برای مثال، در یک روستای گردشگرپذیر، خرید محصولات محلی، سفارش غذای بومی، اقامت در یک بوم‌گردی و استفاده از راهنمای محلی می‌تواند درآمد را مستقیماً به جامعه میزبان منتقل کند. این نوع گردش مالی، به‌ویژه اگر در طول سال استمرار داشته باشد، می‌تواند به ایجاد شغل، تقویت کسب‌وکارهای کوچک و کاهش وابستگی اقتصاد روستا به یک فعالیت محدود کمک کند.

البته نباید تصور کنیم هر نوع گردشگری خودبه‌خود به توسعه اقتصادی منجر می‌شود. اگر درآمدها از منطقه خارج شوند، مشاغل محلی سهم اندکی داشته باشند یا هزینه‌های زیست‌محیطی و زیرساختی نادیده گرفته شوند، منافع واقعی کاهش می‌یابد؛ بنابراین، هدف ما باید توسعه گردشگری مسئولانه‌ای باشد که در آن مردم محلی سهم منصفانه‌ای از درآمد داشته باشند و ارزش اقتصادی سفر در همان مقصد تا حد امکان باقی بماند.

  • ایران از تنوع اقلیمی و طبیعی کم‌نظیری برخوردار است. این تنوع چه فرصتی برای توسعه گردشگری در استان‌های مختلف کشور ایجاد می‌کند؟

ایران از نظر جغرافیایی، سرزمینی بسیار متنوع است. از جنگل‌های هیرکانی و سواحل خزری در شمال تا کوهستان‌های البرز و زاگرس، از پهنه‌های کویری مرکز کشور تا سواحل خلیج فارس و دریای عمان، مجموعه‌ای گسترده از چشم‌اندازهای طبیعی و ظرفیت‌های گردشگری را در اختیار داریم؛ این تنوع به ما اجازه می‌دهد که گردشگری را در قالب‌های گوناگون توسعه دهیم؛ از طبیعت‌گردی، کوه‌پیمایی و پرنده‌نگری تا گردشگری ساحلی، کویرگردی، گردشگری روستایی، کشاورزی، خوراک، میراث تاریخی و گردشگری فرهنگی.

برای نمونه، گیلان و مازندران ظرفیت‌های مهمی در گردشگری جنگل، روستا و کشاورزی دارند؛ استان‌های کویری مانند یزد و خراسان جنوبی می‌توانند در گردشگری کویر و میراث معماری نقش‌آفرینی کنند؛ کردستان و کرمانشاه از ظرفیت‌های فرهنگی، تاریخی و کوهستانی برخوردارند؛ و استان‌های جنوبی نیز با فرهنگ دریایی، سواحل، جزایر و خوراک بومی خود می‌توانند تجربه‌های متفاوتی به گردشگران ارائه دهند.

نکته اساسی این است که نباید همه استان‌ها را با یک الگوی یکسان اداره کنیم. هر منطقه باید بر پایه ویژگی‌های اقلیمی، فرهنگی، اقتصادی و زیست‌محیطی خودش برنامه‌ریزی شود. مزیت واقعی ایران در همین تنوع و امکان طراحی سفرهای متفاوت برای گروه‌های مختلف گردشگران نهفته است.

  • شما به‌عنوان متخصص جغرافیا، نقش دانش جغرافیا را در برنامه‌ریزی سفر و توسعه صنعت گردشگری چگونه ارزیابی می‌کنید؟

به باور من، دانش جغرافیا یکی از دانش‌های بنیادی برای شناخت ظرفیت‌ها و محدودیت‌های گردشگری است. گردشگری با مکان، فضا، محیط طبیعی، پراکندگی جمعیت، شبکه‌های ارتباطی، منابع آب، فرهنگ محلی و توزیع خدمات ارتباط مستقیم دارد؛ بنابراین بدون تحلیل جغرافیایی، برنامه‌ریزی گردشگری ممکن است به تصمیم‌هایی نادرست و پرهزینه منجر شود؛ دانش جغرافیا می‌تواند مشخص کند کدام مناطق برای چه نوع گردشگری مناسب‌ترند، دسترسی به مقصدها چگونه است، ظرفیت پذیرش گردشگر چقدر است، کدام مناطق در برابر فشار گردشگری آسیب‌پذیرند و خدمات باید در چه مکان‌هایی توسعه پیدا کنند.

برای مثال، توسعه گردشگری در یک منطقه کویری باید با شناخت شرایط اقلیمی، منابع محدود آب، حساسیت زیست‌بوم و مسیرهای دسترسی همراه باشد. در مناطق کوهستانی نیز خطرات طبیعی، وضعیت راه‌ها، فصل مناسب سفر و توان محیط برای پذیرش گردشگر اهمیت دارد.

امروزه ابزارهایی مانند سامانه اطلاعات جغرافیایی یا GIS، سنجش از دور و تحلیل داده‌های مکانی می‌توانند در شناسایی مقصدهای مستعد، تعیین مسیرهای گردشگری، مدیریت ازدحام و پایش تغییرات محیطی بسیار مؤثر باشند؛ از این دیدگاه، جغرافیا صرفاً دانشی برای شناخت مکان‌ها نیست؛ بلکه ابزاری راهبردی برای تصمیم‌گیری علمی، کاهش هزینه‌ها و حرکت به سمت گردشگری پایدار است.

  • گردشگری روستایی و بوم‌گردی در سال‌های اخیر مورد توجه قرار گرفته‌اند. این نوع گردشگری چه نقشی در اشتغال‌زایی، جلوگیری از مهاجرت روستاییان و حفظ فرهنگ بومی دارد؟

روستاها بخش مهمی از هویت تاریخی، فرهنگی، طبیعی و اقتصادی ایران را شکل می‌دهند. بسیاری از روستاهای کشور دارای معماری ارزشمند، غذاهای محلی، صنایع‌دستی، آیین‌ها، مناظر طبیعی و شیوه‌های زندگی منحصربه‌فرد هستند؛ اما بخش قابل‌توجهی از این ظرفیت‌ها هنوز به شکل اصولی معرفی نشده‌اند.

گردشگری روستایی می‌تواند فرصت‌های درآمدی جدیدی برای خانوارهای روستایی ایجاد کند. اقامتگاه‌های بوم‌گردی، فروش محصولات کشاورزی و صنایع‌دستی، برگزاری تجربه‌های فرهنگی، راهنمایی گردشگران و عرضه غذاهای بومی از جمله فعالیت‌هایی هستند که می‌توانند اقتصاد محلی را متنوع‌تر کنند.

اگر جوان روستایی بتواند از طریق کسب‌وکار گردشگری درآمد پایدار و آینده شغلی مناسبی داشته باشد، انگیزه بیشتری برای ماندن، سرمایه‌گذاری و مشارکت در توسعه محل زندگی خود خواهد داشت. البته گردشگری به‌تنهایی نمی‌تواند همه عوامل مهاجرت روستایی را برطرف کند؛ دسترسی به آموزش، خدمات درمانی، زیرساخت‌ها و فرصت‌های اقتصادی دیگر نیز ضروری است.

از سوی دیگر، گردشگری روستایی زمانی موفق است که فرهنگ محلی به یک کالای نمایشی تقلیل پیدا نکند و منافع آن به مردم همان منطقه برسد. مردم روستا باید صاحبان اصلی تصمیم‌گیری درباره هویت، منابع و آینده گردشگری خود باشند.

  • با وجود این ظرفیت‌های گسترده، چرا هنوز بسیاری از مقصدهای گردشگری ایران ناشناخته‌اند یا از امکانات و خدمات کافی برخوردار نیستند؟ مسئولان چه وظایفی دارند؟

یکی از مسائل مهم گردشگری ایران، فاصله میان ظرفیت‌های موجود و میزان بهره‌برداری اصولی از آنهاست. ما در بسیاری از مناطق، جاذبه‌های طبیعی و فرهنگی ارزشمندی داریم، اما این ظرفیت‌ها لزوماً به محصول گردشگری قابل‌عرضه تبدیل نشده‌اند.

کمبود اطلاعات دقیق و قابل‌دسترسی درباره مقصدها، ضعف حمل‌ونقل و زیرساخت‌ها، معرفی نامناسب جاذبه‌ها، ناهماهنگی میان دستگاه‌های اجرایی، فصلی بودن تقاضا و محدودیت دسترسی کسب‌وکارهای کوچک به منابع مالی از جمله چالش‌های قابل‌توجه هستند؛ به نظر من، مسئولان باید از رویکرد صرفاً تبلیغاتی فاصله بگیرند و به سمت مدیریت علمی مقصدهای گردشگری حرکت کنند. هر مقصد باید برنامه مشخصی برای توسعه، حفاظت از منابع طبیعی، تأمین زیرساخت، آموزش نیروی انسانی و مشارکت جامعه محلی داشته باشد.

همچنین لازم است اطلاعات گردشگری به‌صورت یکپارچه و به‌روز در اختیار مردم قرار گیرد؛ اطلاعاتی درباره مسیرهای دسترسی، هزینه‌های تقریبی، امکانات اقامتی، خدمات بهداشتی، جاذبه‌های پیرامونی و محدودیت‌های احتمالی. پیشنهاد مشخص من، تدوین برنامه‌های گردشگری منطقه‌ای با مشارکت دانشگاه‌ها، متخصصان علوم جغرافیایی، بخش خصوصی، تشکل‌های محلی و رسانه‌هاست. توسعه گردشگری نیازمند تصمیم‌گیری مبتنی بر داده، ارزیابی نتایج و پاسخ‌گویی در برابر مردم است.

  • آیا توسعه گردشگری می‌تواند به محیط زیست آسیب برساند؟ چگونه می‌توان میان رونق اقتصادی، افزایش سفر و حفاظت از طبیعت تعادل برقرار کرد؟

بله؛ اگر گردشگری بدون برنامه‌ریزی توسعه پیدا کند، ممکن است به تخریب پوشش گیاهی، آلودگی منابع آب و خاک، افزایش پسماند، آسیب به زیستگاه‌های حیات وحش و فشار بر زیرساخت‌های محلی منجر شود. بنابراین، صرف افزایش تعداد گردشگران را نباید معادل موفقیت گردشگری دانست. معیار اصلی باید کیفیت و پایداری گردشگری باشد. گاهی مدیریت تعداد بازدیدکنندگان، تعیین مسیرهای مشخص، آموزش گردشگران، سامان‌دهی پسماند و جلوگیری از ساخت‌وسازهای ناسازگار با محیط می‌تواند ارزش اقتصادی مقصد را در بلندمدت حفظ کند.

برای نمونه، در مناطق حساس کویری یا زیستگاه‌های طبیعی، لازم است ظرفیت اکولوژیک منطقه و محدودیت منابع آب در تصمیم‌گیری‌ها لحاظ شود. در جنگل‌ها و سواحل نیز مدیریت پسماند، کنترل فشار بر زیستگاه‌ها و سامان‌دهی تردد اهمیت زیادی دارد. من معتقدم طبیعت فقط یک جاذبه برای جذب گردشگر نیست؛ سرمایه‌ای است که بقای صنعت گردشگری به آن وابسته است. اگر این سرمایه را تخریب کنیم، در واقع پایه‌های اقتصادی گردشگری آینده را از بین برده‌ایم؛ بنابراین، گردشگری پایدار باید سه هدف را هم‌زمان دنبال کند: سودآوری اقتصادی، عدالت اجتماعی و حفاظت محیط زیست. این سه هدف رقیب یکدیگر نیستند؛ در یک برنامه‌ریزی درست، مکمل یکدیگر خواهند بود.

  • رسانه‌ها، به‌ویژه رسانه‌های تخصصی مانند پایگاه خبری روستاگردی، چه نقشی در گسترش فرهنگ سفر و معرفی ظرفیت‌های کمترشناخته‌شده ایران دارند؟

رسانه‌ها می‌توانند حلقه ارتباطی میان مردم، متخصصان، فعالان اقتصادی و مدیران باشند. وظیفه رسانه گردشگری تنها معرفی یک جاذبه زیبا نیست؛ بلکه باید اطلاعات معتبر ارائه کند، آگاهی عمومی را افزایش دهد، ظرفیت‌های اقتصادی و فرهنگی مقصدها را بشناساند و مسائل و مشکلات گردشگری را نیز به‌صورت مسئولانه پیگیری کند.

برای مثال، معرفی یک روستای کمترشناخته‌شده زمانی ارزش بیشتری پیدا می‌کند که علاوه بر جاذبه‌های آن، مسیر دسترسی، فصل مناسب بازدید، هزینه‌های تقریبی، امکانات موجود، مقررات محلی و نکات حفاظت از محیط زیست نیز به گردشگر اطلاع داده شود.

رسانه‌های تخصصی می‌توانند سفرهای کم‌هزینه را ترویج کنند، کسب‌وکارهای کوچک محلی را به مخاطبان معرفی کنند، تجربه‌های موفق گردشگری روستایی را بازتاب دهند و زمینه گفت‌وگو میان دانشگاهیان و مسئولان را فراهم سازند.

از نظر من، پایگاه خبری روستاگردی می‌تواند با تکیه بر ظرفیت‌های رسانه‌ای و تخصصی خود، به مرجعی برای معرفی علمی و مسئولانه روستاهای ایران تبدیل شود؛ مرجعی که هم برای گردشگر اطلاعات کاربردی فراهم کند و هم صدای مردم محلی و فعالان گردشگری را به گوش تصمیم‌گیران برساند.

  • اگر بخواهید یک پیام روشن به مردم و یک توصیه جدی به مسئولان داشته باشید، برای آینده گردشگری ایران چه پیشنهادی مطرح می‌کنید؟

به مردم عزیز کشورمان  پیشنهاد می کنم که سفر را به فرصت‌های محدود و پرهزینه موکول نکنیم. از پیرامون محل زندگی خود شروع کنیم، مقصدهای کمترشناخته‌شده را بشناسیم، در انتخاب سفر به بودجه خانواده توجه کنیم و تا حد امکان از کسب‌وکارهای محلی خرید کنیم. سفر مسئولانه یعنی هم از تجربه سفر لذت ببریم و هم به فرهنگ، معیشت و محیط زیست مقصد احترام بگذاریم.

اما توصیه من به مسئولان این است که گردشگری را نه یک فعالیت حاشیه‌ای، بلکه بخشی از راهبرد توسعه اقتصادی و اجتماعی کشور بدانند. ایران برای بهره‌برداری از ظرفیت‌های گردشگری خود به برنامه‌ریزی بلندمدت، زیرساخت مناسب، حمل‌ونقل کارآمد، آموزش نیروی انسانی، حمایت هدفمند از کسب‌وکارهای کوچک و مشارکت واقعی جوامع محلی نیاز دارد.

پیشنهاد می‌کنم توسعه سفرهای داخلی ارزان‌قیمت به یک برنامه عملیاتی تبدیل شود؛ برنامه‌ای که در آن، هزینه سفر برای خانواده‌ها کاهش یابد، اطلاعات مقصدها شفاف باشد، خدمات استاندارد و قابل‌اعتماد ارائه شوند و درآمد حاصل از گردشگری به شکل عادلانه‌تری در مناطق میزبان توزیع شود.

در نهایت، باور دارم ایران برای توسعه گردشگری بیش از آنکه با کمبود جاذبه مواجه باشد، به مدیریت علمی، هماهنگی نهادی و تبدیل ظرفیت‌ها به فرصت‌های واقعی اقتصادی نیاز دارد. اگر دانش جغرافیا، تجربه جوامع محلی، توان بخش خصوصی و سیاست‌گذاری مسئولانه در کنار یکدیگر قرار گیرند، گردشگری می‌تواند به بهبود کیفیت زندگی مردم، رونق اقتصاد روستاها و شهرها و تقویت شناخت ایرانیان از سرزمین خود کمک کند.

سفر، هزینه‌ای صرفاً برای تفریح نیست؛ اگر درست برنامه‌ریزی و مدیریت شود، سرمایه‌گذاری برای انسان، اقتصاد محلی و آینده سرزمین ماست.

منبع : واحد علمی ( اقتصاد روستا )

برچسب ها : سفر گردشگری

تاکنون نظری برای این مطلب ثبت نگردیده است
از میان خبرها